تبليغاتX
!...نفس بریده...!
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم *** کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد



این پست بصورت یادگاری میباشد...(خ.ذ)

 

تار و پود هستی ام ...

 

بر باد رفت ...

 

 اما نرفت

 

دیوانگی ها از سرم

 

عاشقی ها از دلم

 

این پست بصورت یادگاری میباشد...(خ.ذ)

 

 


| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 8:44 توسط نفس بریده.. |


اگه تو بخوای همه چيز حلٌه !!

 

خدايا بازم امشب من اومدم 

خسته نشدي از بس حرفامو شنيدي؟اگه شدي بهم بگو .باشه؟  قول ميدم خستت نکنم

ولي چيکار کنم اخه همين که اسمت صدا ميکنم آرامشي بهم ميده که نگو تو هيچ وقت نمي توني اين حس منو بفهمي تنها بودنش به خاطر اينه که خودم خواستم ... تنها نبودم اما خودم ، خودم رو تنها کردم !البته فقط من تنها نشدم ... شايد چون مغرورم .. خودخواهم .. اما نه ... نبودم و نيستم ! شرايط ... محيط ... سرنوشت ... و خيلی اتفاقا باعث شد ... من بشم مغرور ... نامرد ...دروغــــــــــــــــگو !! (به خدا نمی خوام  کارايی کردم رو توجيح کنم !!) تنهايی هم عالمی داره ..

سخته اما عادت می کنی !!

 قبول داری هر آدمی يه نقطه ضعفی داره ؟!

سر نوشت دستش رو گذاشت رو نقطه ضعف  من !! آره خب بعد از اين چند سال زندگی روزگار هم بالاخره می فهمه که نقطه ضعف آدما چيه !! و انتظـــــــــــــار يه اتفاق رو می کشيدم !! حتی با افتادن يه اتفاق جديد هم اين انتظار تموم شدنی نيست !!(خطاب به اون ماره م.ع ).

 میدونم که می خوای همين جمله رو بشنوی ..!

 آره عزيزم قصه داره شروع می شه .. يعنی خيلی وقته که شروع شده !! اين دفعه تا آخرش می مونم .. آخه اين دفعه خيلی چيزا عوض شده ... اصلاْ اون چيزی که من فکر می کردم .. نشد !! خودت قصه رو شروع کردی... پس زود تمومش نکن ...آره، آره با خودتم (خدا) ...اين تنها چيزيه که ازت می خوام .. !!

اگه تو بخوای همه چيز حلٌه !!

 تا حالا شده کلی حرف واسه گفتن داشته باشی اما ندونی چه جوری بايد بگی ؟!هرچی فرياد می زنی هيچ کسی صداتو نمی شنوه...

انگار زير آب داری فرياد می زنی...(آقا منصور یادته که چه جوری فریاد زدم ) حداقل زير آب اگه فرياد بزنی يکی پيدا می شه که اون حبابهای روی آب رو ببينه اما حالا چی ؟

!حتی دستام هم واسه نوشتن حرفام پا نمی دن...! نمی دونم چرا..؟ شايد  چون  خسته ام....  گيج می زنم ... هنگ کردم ... نمی دونم دارم چی کار می کنم ... !نـــــــــــــــــــــــــــه ! می دونم دارم چی کار می کنم ... اما دليل کارهای گذشته م رو نمی دونم ... ! شايد اگه تو هم تو شرايط من بودی همين کار رو می کردی ... ! کاش هيچ وقت شروع نمی شد ... که حالا خودم رو يه گناهکار بدونم و منتظر حکم اين اشتباه باشم !اما  خيلی وقته   که شروع شده ... اين دفعه می خوام تا آخرش بمونم...!!من اشتباه کردم اما انگارهيچ جوری نمی تونم جبران کنم  .. جز اين که هرشب اشک بريزم تا شايد دلت به حال يه گناهکار بسوزه ... !! بازم با خودتم ...

با تو که اگه اراده کنی منو نيست و نابود می کنی... آره با خودتم  (آهای خدا ) !!

حداقل به خاطر اين اشکها که هيچ وقت تمومی نداره .. يه کاری بکن دارم ديوونه می شم... !!  

چرا اذيت می کنی؟ من می خوام تقاص کاری که کردم رو پس بدم .... کاری که باعث شد اين اتفاقا بيفته ... !

 شايد هم الان دارم تقاص  اشتباهم رو می دم و حکم اين اشتباه اينه که انقدر اشک بريزم تا اشک چشمام خشک بشه ... و اون موقع چشام رو ازم بگيری .. !! باشه من قبول دارم چشمای منو بگیـــــــــــــــر اما جاش چيزی که ازت می خوام رو بهم بده ... ! اگر هم که تقاص اشتباهم چيز ديگه ست من منتظرم .. کاش بتونم جبران کنم .. ! خسته ام از تکرار  خسته از...

ميخوام ازت يه خواهشي کنم منو رو سياه نکن همين بذار بشم همون آدم قبلي  اون موقع خيلي بيشتر از الان خودمو دوست داشتم ولي الان نه اصلا ..!! اصلا بيا با هم يه قراري بذاريم قبول؟منوبرگردون به همون روزاي خوب که الان فهميدم خوب بودم  منو برگردون به همون احساساي پاک و زيبا منم ميشم بنده خوب تو باشه؟ قبول ميکني ؟

ميبيني  روزاي سياهمو ميبيني ديگه نذار بيشتر از اين ........ بشه  باشه؟ ميشه قبول کني ؟

اگه جوابت آره هست ميخوام خيلي زود  نتيجشو  ببينم  خيلي  خيلي زوووووووووووووووووووود  من خيلي عجله دارم نميتونم بيشتر از اين انتظار بکشم تو رو به خودت قسم ميدم منو رو سياه نکن  من ديگه نميتونم بيشتر از اين عذاب بکشم

منوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو

ببخششششششششششششششششششش

 http://eshghemeshki.persiangig.com/Motefaregheh/0120.gif

تا حالا انقدر محتاج دعای بقيه نبودم ... تا امروز واسه هرکسی که بهم گفت واسش دعا کنم ...دعا کردم .. اما حالا کم آوردم ... واسم  دعا کنيد ... شايد به خاطر دعاهای شماها يه خيری هم به ما برسه ... بعدشم يادتون نره دعا کنيد

خدايا ! بر من ببخش آن چه را که از من بدان دانا تری و اگر بدان بازگشتم تو به بخشايش

بازگرد که بدان سزاوارتری !!

خدايا ! بر من ببخشا وعده هايی که نهادم و آن را نزد من وفايی نبود ؛

و بيامرز آن چه را به زبان به تو نزديکی جستم و دل راه مخالف آن را پيمود !

خدايا بر من ببخشای نگاههايی را که نبايد و سخنانی که به زبان رفت و نشايد و

آن چه دل خواست و نبايست و آن چه بر زبان رفت از ناشايست !!

 

آمیــــــــــــــــــــــــــــــــــن !!

(!!جون من الکی قول نديد  دیـــــــگه !اگر هم می گيد دعا می کنم دعا کنيد ... !! به خدا دلم به همين يه جمله تو کامنتاتون خوشه فراموشم نکنید !!)


| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 و ساعت 16:59 توسط نفس بریده.. |


خدایا.....

 

بگذار حال که باز گشته ام و تو را با قشنگترين احساسها يافته ام قدري برايت بنويسم. بگذار حالا که دست در دست تو دارم به آرزوهايم سلام کنم. بگذار در حاليکه ياد و خاطر نازنينت کنج قلبم را گرفته بر کتابت بوسه نهم. 

 بگذار بنويسم . بنويسم و بنويسم. . . آنقدر مينويسم تا حکايت نوشته هايم را بنويسند. ..

بگذار بنويسم.

بگذار من هم دستانم را بيشتر به درگاهت نيازمند کنم.

بگذار آرام صدايت کنم.

 نفسهايم را براي تکرار نامت در سينه حبس ميکنم. براي ذکر نام نازنينت وجودم به تکاپو مي افتد. واز عمق قلبم قلبي که در دستانت جاي گرفته زمزمه ميکنم ...

خدايا ....

خدايا هر گاه ديو بزرگ شکست ، در برابر چشمانم با خنده هايش وجودم را در هم ميشکست کسي جز تو به يادم نبود. ...

خدايا هر گاه بر چاه عميق نا اميدي مي افتادم طنابي جز طناب ياريت مددکارم نبود.

خدايا ، اي نازنين ! چگونه است سزاي اويي که دوستش بداري و بي آنکه لطفت را بشناسد گله مندت باشد؟

خدايا؟ چگونه ميتوان توصيف کرد زيبايي نوازشت را بر سرنوشت آن بيچاره ؟

خدايا؟ چگونه ميتوان الهي العفو گفت براي گناهان يک مسافري غريب؟

خدايا؟ مسافري که کوله بارش تهي است ! چگونه ميتوان باز شمرد آن کرامتي که عطايش کرده اي تا لحظه اي چشم از آن نگيرد و آنها را چون توشه جاويدي در کوله بار قلبش جاي دهد؟

خدايا؟ مسافر غريبت در ماهي غريب  آرام صدايت ميزند ..

گوش به غصه هايش  و گوش به شادماني هايش دار که همين برايش زيباست.

در آخرين لحظه نيز بگذار خودش اقرار کند و فرياد برکشد که خدايا :

 

تنها تو را دارم،  و تنها اميدم تويي تنهايم نگذار

خداوندا به فرياد دلم رس

 

خدايا

 ازت ميخوام

 عشقت را در درونم قرار بدي

ازت ميخوام

 کمکم کني تا بتونم با اخلاص و فقط به خاطر خودت به سويت بيايم

به سويت بيايم تا اوج

به اوج برسم و فقط به تو فکر کنم

خدايا

 ازت ميخوام

اين افکار پليد و پوچ

اين دلبستگيهاي دنيايي رو ازم دور کني

تا هيچ چيز جز عشق تو و فکر تو در وجودم نباشد

خدايا

ازت ميخوام

 عشقتو بهم بدي

و در کنار اون اين لياقت رو هم بهم بدي تا قدر عشقت رو بدونم و تا ابد عاشقت بمونم

خدايا

 بي ريا ازت ميخوام

 کمکم کني

کمکن کن خدا


| +| نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385 و ساعت 11:5 توسط نفس بریده.. |


تبریک...

 

به نام الله

جهان را صاحبي باشد خدا نام ....
 

با سلام و تبريک عيد سعيد فطر

و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما عزیزان

 

سلام .درود بر لب‌هايی که جز به عشق روزه نگشادند بر چشم‌هايی که فرشتگان را در زلالشان به سجده می‌ديدی. پر برکت باد دست‌هايی که تا عشق قد کشيدند و شانه‌هايی آن‌چنان مهربان که سيمرغ را رغبت فرود آمدن پديد آوردند. سلام بر شما که ماه ضيافت عشق را به بدرقه نشسته‌ايد، وهلال عيد بر پيشاني آسمانتان می‌درخشد. تهنيت باد بر شما ياران که اين عيد بهای عشقتان است ماه مبارك هم داره تموم مي شه و خدا داره سفره رحمتش رو جمع مي كنه . اما بار يه مسئوليت يزرگ روي شونه هامون سنگيني مي كنه اونم عهدي كه باهاش بستيم .
خدايا خودت كمك كن كه عهد شكني نكنيم و حرمت صاحب سفره اي كه يك ماه مهمانش بوديم رو حفظ كنيم .

.

برايتان رمضان‌های نورانی فراوان آرزومندم.

 

 


| +| نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385 و ساعت 11:27 توسط نفس بریده.. |



: نويسنده وبلاگ
نفس بریده
: ايميل من
mohammad_bashiry_3868@yahoo.com
: آدرس وبلاگ
http://nafasborideh.blogfa.ir/
: با تشکر از
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
: مخاطب عزيز
تمامي حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ مربوط به نفس بریده ميباشد و هرگونه کپي برداري بايد همراه با درج لينک به وبلاگ صورت بگيرد
يـــــــــــا عــــــــــلي!!...
*پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن*