تبليغاتX
!...نفس بریده...!
مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم *** کنار و بوس و آغوشش چه گویم چون نخواهد شد



يادت مياد چي شد كه من ، يك دفعه عاشقت شدم

 

 

 

يادت مياد چي شد كه من ، يك دفعه عاشقت شدم

بدون اينكه بذاري ، سوار قايقت شدم

يادت مياد نگات پر از، شكايت و فاصله بود

اما به جاش نگاه من ، صبور و پر حوصله بود

 

يادت مياد وقتي بهت ، گفتم چقدر دوست دارم

گفتي ببين من فرصت ، اين قصه ها رو ندارم

يادت مياد با اين جواب ، خسته شدم از زندگي

تو رفتي و من موندم و ، يه دريا غرق تشنگي

 

يادت مياد به چشم تو ، فقط يه ديوونه بودم

يا مثل يه مرغ غريب ، دنبال يه دونه بودم

يادت مياد كه عمر من ، وقف تو و پنجره بود

يه روز چشت افتاد به من ، اين بهترين خاطره بود

 

يادت مياد مردم ما رو ، به همديگه نشون دادن

جز ما تموم عاشقا ، از چشم مجنون افتادن

يادت مياد دل تورو ، يكي يه جايي برده بود

اون وقت دل من خودشو، به چشم تو سپرده بود

 

وقتي بهت گفتم يه روز ، با من مدارا ميكني

گفتي يا از اينجا برم ، يا منو رسوا ميكني

يادت مياد يه روز واست ، يه دسته گل چيده بودم

عصر همون روزم تورو ، با ديگري ديده بودم

 

يادت مياد كه پرسيدم ، برام تبسم مي كني؟

جواب دادي معلومه نه ، چون خودتو گم مي كني

يادت مياد حتي يه بار ، دلت واسه دلم نسوخ

چشات يه بار نگاهشو ، به چشم عاشقم ندوخت

 

يادت مياد تو روياهام ، قصري واست ساخته بودم

تقصير من بود كه تورو ، به خوبي نشناخته بودم

يادت مياد يه شب كه بارون ميچكيد از آسمون

با التماس خواستم ازت ، يه امشبو پيشم بمون

 

 

يادت مياد جواب تو ، يه خنده ساختگي بود

شايد مقصر نبودي ، حرفت مال خستگي بود

يادت مياد گفتم يه روز ، مجنون مثل فرشته بود

گفتي رها كن قصه رو ، اينا مال گذشته بود

 

يادت مياد قرارمون ، بود زير يه درخت سيب

نشون به اون نشون كه ما ، دو آشناييم نه غريب

يادت مياد اون روز و كه ، سر قرار نيومدي

پيغام فرستادي برام ، كه خوب تو ذق من زدي

 

 

يادت مياد گفتي بايد ، به دوريت عادت بكنم

بايد تو روياهام به تو ، بازم محبت بكنم

وقتي تفعل مي زدم ، نيت من فال تو بود

هيچيش مال خودم نبود ، دلم همش مال تو بود

 

يادت مياد كه من به خاطرت چه حرفا شنيدم

تو گفتي اين كارا چيه ، من هنوزم نفهميدم

يادت مياد يه شب تو خواب ، زير يه بارون شديد

رفتيم يه جا با همديگه ، كه هيچ كسي ما رو نديد

 

يادت مياد تعبير خواب من ، فقط جدايي بــود

هر چي محبت ديده بودم ، از تو بي وفايي بود

يادت مياد تو رفتي و ، به آرزوهات رسيدي

به سادگي رو روياهام ، يه خط قرمز كشيدي

 

اگر چه يادت نمياد ، اما مي خوام دعات كنم

بر نمي گردي ولي من ، بازم ميخوام صدات كنم

 

 

پ ن: از زحمات بی دریغت بابت همه چیز ممنونم و در همینجا از ... سپاسگزاری

می کنم ای شادترین شادیها ...ولی من عادت کردم که  هميشه حتي زماني که ناراحت هستم خودم را سره حال نشان میدم  ...!

.

.

.

.

.

یا علی...!!!

 

 


| +| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 و ساعت 13:39 توسط نفس بریده.. |


مجال...

 

 

 

 

 

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد

قضای آسمانست این و دیگر کون نخواهد شد

 

رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر  آه  سحر  خیزان  سوی گردون  نخواهد  شد

 

مرا  روز  ازل  کاری  بجز  رندی   نفرمودند

هرآن قسمت که آنجا رفت ازآن افزون نخواهد شد

 

خدا را محتسب ما را بفریاد دف و نی بخش

که سازه شرع ازین افسانه بی قانون نخواهد شد

 

مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم

کنار و بوس وآغوشش چه گویم چون نخواهد شد

 

شراب لعل وجای امن ویار مهربان ساقی

دلا  کی به شود  کارت  اگر  اکنون  نخواهد  شد

 

 

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ

که زخم تیغ دلدارست و رنگ خون نخواهد شد .

 

 

 

 

 

برای خواندن معنی این شعر به زبان ساده تر به ادامه مطلب مراجعه کنید . 

معنی این شعر را دوست  بسیار بسیار عزیزم آیدین جان تهیه و تنظیم نمونده 

با تشکر و قدردانی از ایشان.

 

 

 

 


ادامه مطلب...

| +| نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 1:24 توسط نفس بریده.. |



: نويسنده وبلاگ
نفس بریده
: ايميل من
mohammad_bashiry_3868@yahoo.com
: آدرس وبلاگ
http://nafasborideh.blogfa.ir/
: با تشکر از
غربیه های دیروزی ، دوستت دارم های فردایند... کاش همیشه دیروز بود...
: مخاطب عزيز
تمامي حقوق مادي و معنوي اين وبلاگ مربوط به نفس بریده ميباشد و هرگونه کپي برداري بايد همراه با درج لينک به وبلاگ صورت بگيرد
يـــــــــــا عــــــــــلي!!...
*پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن*